جعفر شهرى باف

239

طهران قديم ( فارسى )

يرقان مىباشد . به ، درد سر مزمن را بر طرف و رفع آب‌ريزش چشم و بينى و بالا آمدن و رسيدن بخارات بدماغ مىكند . خوردن به ، رفع بيمارى ميل گل و خاك و ذغال خوردن و امثال آن مىكند . به ، رافع اسهال و تشنگى و التهاب و مستى و سوزش بول و قى و غثيان و درد فم معده كه از ريختن مواد گرم عارض شده مىباشد . با خوردن به ، عرق و بدبوئى بدن رفع مىشود . آشاميدن آب و شربت به ، بندآورنده خونريزىهاى داخلى و جرم و آب بدون شيرين و نجوشيده آن در روانى شكم و احوال اسهالى باعث بند آمدن آن و رافع اين گونه مضار مىباشد . جرم و ثقل او نسبت به آب او با اذيت و رافع ضررش مربا ساختن آن مخصوصا با عسل مىباشد . چكاندن و رساندن آب به ، به احليل و فرج رفع سوزش بول و علاج جراحات مجارى آن مىكند و در اين مورد بغايت صاحب اثر مىباشد . چون به را در زير آتش كنند به نحوى كه رنگش تيره شود و از آن بخورند قطع اسهال مزمن گرم‌مزاجها مىكند ، و هرگاه داخل آن را خالى كرده در آن ( جوزبوا ) ريخته بپزند ، معالج اسهال سردمزاجها مىباشد . خوردن آب به ، به تنهائى و نپختهء او خاصه جرم آن مضر احشاء و معده‌هاى ضعيف و خشونت‌آور و مجروح‌كننده و مورث رعشه و سرفه و درد شكم سخت ( قولنج ) مگر به صورت مربا درآمده باشد . به ، ترش سرد و خشك و قابض ، قاطع قى و اسهال آزارنده و در افعال شبيه به شيرين و در مضرت نيز مشترك با آن علاوه بر قبض و آزار زيادتر در مزاجهاى ضعيف و رب هردو بىضررتر و اصلح آنكه كم‌بنيه‌ها و صاحبان معده‌ها و امعاء ضعيف ناراحت از مربا و آب جوشانده با شكر و شربت آن استفاده بكنند .